داستان اشغال سرزمین مبارک فلسطین از کجا شروع شد؟ از روز نکبت ۱۹۴۸؟ خیر! بلکه از پنجاه سال قبل از آن در کنگره صهیونیسم تصمیم دولت یهودی گرفته شده بود. اما چه اتفاقی در تاریخ توانست فرآیند تثبیت چنین سرزمینی را سرعت ببخشد و تضمین کند؟ پایان جنگ جهانی اول و معاهده سایکس پیکو!
وقتی داشتند سرزمینهای اسلامی را به صورت تکه تکه مرزبندی تفرقهگرا میکردند، این وعده و تعهد به شورای صهیونیسم داده شد که نگران سرزمینی برای تشکیل اسرائیل نباشید؛ بدین ترتیب قیمومیت (سرپرستی) سرزمین فلسطین پس از فروپاشی دولت عثمانی به بریتانیا سپرده شد و طی موجهای مهاجرتی مختلف یهودیان به این سرزمین آمدند و در نهایت در سال ۱۹۴۸ حاکمیت قومی و نژادی جدیدی را در جهان به ثبت رساندند.
جنبشها و تلاشها که از قبل از نکبت علیه مهاجرتهای تعمدی و با برنامهریزی بود، جان تازهای گرفت و اقدامات نیز شدت بیشتری. اما دولت یهودی با پشتیبانیهای متعدد قدرتهای بزرگ جهان به هر قیمتی ولو با کشتن صدها هزار نفر میخواست که «تنها دموکراسی منطقه» بماند.
این دولت «بدون مرز»، در همه کشورهای اسلامی فتنهها برپا کرد؛ فتنهی تفرقه، تحریم، تردید و تطمیع و در نهایت تطبیع. از شرح آنچه بر سر بزرگترین و موثرترین کشور عربی یعنی مصر گذشت، میگذریم. از پیوندهای نزدیک در اردن هاشمی میگذریم. میگذریم و میگذریم تا سریعتر به زمان اکنون بیایم.
و اما اکنون؛ اکنون «تنها دموکراسی منطقه»، «حافظ منافع آمریکا» و «دارای قویترین ارتش خاورمیانه» در باریکه واقعا لاغر غزه سخت درمانده شده است. بیش از ۲۰ هزار شهید و نزدیک به ۲ میلیون آواره هم بر جنایات رژیم افزود و بر موفقیتش نه!
دلهای جوامع مسلمان لرزان، چشمها خون و دستها به قبضه است. اما دل حاکمانشان نرم، چشمها خوابآلود و دستها آماده برای ماهی گرفتن از خون کودکان غزه است. واقعا چه میشود که اسرائیل، همان شر مطلق، همان جنایتکار، همان کودککش، همان تنها نژادپرستی منطقه، میتواند با آرامش خاطر در جوار کشورهای اسلامی با بولدوزر از روی چادرهای آوارگان در حیاط بیمارستان غزه رد شود اما هیچ دولتی اجازه نمیدهد که مردمش برای کمک به غزه از خط فرضی مرزی عبور کند؟ چرا؟ زیرا همهچیز، اسرائیل نیست.
اسرائیل هدف اول است اما هدف اصلی نیست. بیعملی حکومتها نتیجه حاکمیت عمال وابسته است. نه وابسته به زر و زیور و تزویر بلکه وابستگی به آمریکا؛ بلکه به عدم استقلال و نبود آزادی اقدام. پس راهبرد چیست؟ پس طوفان الاقصی چرا اتفاق افتاد؟
ترجیع بند صحبت امام امت چه بود؟ «طوفان الاقصی علیه رژیم صهیونسیتی است؛ اما آمریکا زدایی است» و راهبرد همان راهبرد بعد از شهادت سردار رشید اسلام است: اخراج آمریکا از منطقه؛ گام اول نابودی اسرائیل است و نابودی اسرائیل ممکن نیست مگر خروش ارادهی آزاد ملتهای مسلمان و افزایش اراده یعنی کاهش وابستگی، یعنی دوری از آمریکا و یعنی آمریکا زدایی.
آمریکا همان شیطان بزرگ و طاغوت اعظم برای پیشبرد مقاصدش، اسرائیل را تشکیل داد و حمایت کرد. حتی بایدن رییسجمهور فعلی آمریکا سالها قبل گفته بود که اگر اسرائیلی هم وجود نداشت، باید اسرائیلی در منطقه میساختیم. و احتمالا رویش نشده که بگوید که بدین وسیله همه را کنترل میکنیم. بیش از دو ماه است که آمریکا همه آبروی خود را فدای اسرائیل کرده است. وتوی دائمی قطعنامههای شورای امنیت، حمایت در دریا با ناو، ارسال تجهیزات روز و به صورت پر حجم، تهدید کشورهای منطقه و ... تنها نمونههایی از پشتیبانی همه جانبهی آمریکا از اسرائیل است. اسرائیل بدون آمریکا معنایی ندارد و تنها راه مقابله همه جانبه با شر مطلق، رهایی از زنجیرهای طاغوت اعظم است.