دانشآموزی داشتم که فرزند شهید مدافع حرم فاطمیون بود. پدر و مادرش در افغانستان و خودش در ایران به دنیا آمده بود. چهارماه از سال تحصیلی گذشته بود که مادرش آمد مدرسه و گفت: فرزندم علاقهای به مدرسه ندارد! چرا؟! چون بچهها او را بهخاطر لهجهٔ افغانستانی و چهرهٔ هزارهایش مسخره میکنند. میان او و بقیهٔ بچههای کلاس، هیچ رفاقتی شکل نگرفته بود؛ دانشآموزی که پدرش جان خود را برای آرمانهای انقلاب اسلامی و منافع ملی ایران فدا کرده بود، اینگونه با بیمهری و حقارت دیگر همسالان خود روبرو شده بود!
این نگاه تحقیرآمیز غیرمنطقی و غیردینی از کجا نشات گرفته است؟ آیا دلیلش چیزی جز بازنمایی نادرست و تصویر غیرواقعی جامعهٔ ایران به این افراد است؟! تصویر تلخ و سیاه از حضور مهاجرین افغانستانی در ایران که هر از چندگاهی در رسانهها برجسته میشود و آنان را جز یک «تهدید» و «خطر» برای کشور نمیداند، آنها را دزد و قاتل و عقبمانده نشان میدهد!
در حالیکه هزاران شهید مهاجر افغانستانی دفاع مقدس و مدافع حرم، نخبگان و فرهیختگان مهاجری که سالهاست در این کشور حضور دارند را کمتر کسی میشناسد و در واقع نخواستیم که آنها را ببینیم! برای چند ثانیه به ذهن خود رجوع کنید تاکنون یک چهرهٔ علمی، هنری، ورزشی، کارآفرین، سرمایهگذار و یا فرهنگی مهاجر افغانستانی در رسانهٔ ملی و یا دیگر رسانه های جمعی دیدهاید؟
تصویر غالب در ذهن عامهٔ مردم از مهاجر افغانستانی، یک کارگر بیسواد و مستضعف یا آدم شروری است که حتما باید از او دوری کرد! این برساخت رسانهای در کنار سیاستهای غلط و سلیقهای دولتها با مسئلهٔ مهاجرین افغانستانی باعث شده است که بسیاری از افراد نخبه، فرهیخته و توانمند مهاجر، علیرغم میل باطنی خود به کشورهای اروپایی مهاجرت کنند.
همهٔ کشورهای دنیا سیاستهای مهاجرتی مشخصی بر اساس منافع ملی و نیازهای خود دارند که بر مبنای آن نظام آموزشی، اداری، رسانه و... آنان با مسئله مهاجرت مواجه میشوند، اما کشور ما سیاست مشخص و شفافی در این زمینه نداشته و ندارد! این امر باعث شده تا در رسانههای عمومی کاملا سلیقهای و بعضا مغرضانه با مسئلهٔ مهاجرین افغانستانی برخورد شود. پپدر واقع، بهعلت عدم سیاستگذاری بهموقع و صحیح، هزینهها و پیامدهای حضور مهاجرین افغانستانی در ایران را میپذیریم، اما در استفاده از سرمایههای انسانی، اقتصادی و اجتماعی آنان غفلت کرده و فرصتسوزی میکنیم.