یکی از سختترین مبارزات پیغمبر، مبارزه برای حفظِ انسجامِ جامعهی اسلامیِ آن روز بود... . [چون عربستان] جامعهی قبایلی [بود]، متشکّل از افراد قبایل گوناگون با تعصّبهای خاصّ قبیلهای، با برداشتها و عادات و سنّتهای کاملاً متفاوت، با عادت دیرینهی به جنگ و نزاع و خونریزی بر سر چیزهای کوچک؛ برای یک شتر بین دو قبیله چهل سال در جاهلیّت جنگ بود! آنقدر آدم از گرسنگی مُردند، یا در میدان جنگ کشته شدند، یا به غارت رفتند برای خاطر یک شتر! برای اهانت به یک زنی که مال یک قبیلهای بود از سوی یک جوانی از قبیلهای دیگر... چند سال بین این دو قبیله جنگ بود؛ این مسئله، مسئلهی تعصّب قبیلهای است. حالا در یک چنین جامعهای رسول اکرم بین این جامعه باید وحدت ایجاد کند.
وحدتِ فکر آسان است؛ خب یک معلّم سر کلاسی فرضاً یک درسی را، یک معرفتی را، یک حقیقتی را بیان میکند همه میفهمند، امّا وحدت در عادتها و تقالید و روشها و سنّتهای گوناگونی که وجود داشته و حبّوبغضها، بسیار بسیار کار دشواری است؛ حتّی بعد از اینکه سالها از اسلام گذشته بود و این همه کار شده بود، شما دیدید، بعد از آنکه پیغمبر نبود، در اوّلین روز بعد از وفات پیغمبر در سقیفهی بنیساعده، انصار و مهاجر به جان هم افتادند؛ یعنی هنوز آن زمینهها در اینها بهکلّی از بین نرفته بود و با یک چنین جامعهی ناهماهنگِ ناهمگون، رسول خدا آن حرکت عظیم را انجام داد [که نتیجهی] قدرت فوقالعادهی پیغمبر بود و مبارزهی شبانهروزی او.
آنقدر که پیغمبر روی [نفی] عصبیّتها تکیه کرده، روی اخلاق و اغماض و عفو و عدم تفاخر به گذشتگان و محبّت به همگان و روی این چیزها در زمینهی اخلاق اجتماعی تکیه کرده، روی کمتر چیزی تکیه کرده؛ برای اینکه بین این دلها یک هماهنگی و انسجامی را به وجود بیاورد و به وجود هم آورد... .
رسول خدا این دلها را به هم وصل کرد، از آنها یک مجموعهی مستحکم به وجود آورد، حتّی مورّخین دشمن اسلام هم که بنا دارند و داشتند تأثیرات معنوی اسلام را در فتوحات اسلام ندیده بگیرند... نتوانستهاند منکر این نکته بشوند که مجموعهی مسلمانها مثل یک دست که دارای انگشتانی است و مشت میشود و به صورت یک عنصر و یک عامل، حرکت میکند و عمل میکند؛ این را نتوانستند منکر بشوند. یک عنصر تفکیکناپذیر، همان طور که در این آیهی شریفه هست: اِنَّ اللهَ یُحِبُّ الَّذینَ یُقاتِلونَ فی سَبیلِه؛ صَفًّا کَاَنَّهُم بُنیانٌ مَرصوص؛ مثل اینکه پایههای این بنا را با سرب ریختهاند!