اخیرا به حدود ۱۰ قریه (روستا) در «سرپل» [از مناطق شمالی افغانستان] که متشکل از شیعه و اهلسنت بود رفتم و با مردم عادی گفتگو کردم. از حملۀ اخیر ایران به اسرائیل بسیار خوشحال بودند و حتی برخیها، مخصوصا اهلسنت، از خوشحالی گریه میکردند و تعریف کردند که چهقدر قرآن و نماز برای پیروزی ایران خواندهاند و اهل تشیع چهقدر در تکیهخانهها (حسینیهها) برای پیروزی ایران نذر و نیاز کرده بودند.
اما این شادی و همبستگی متاسفانه با وقایع اخیر (اخراج مهاجرین) کمرنگ شده و جای خودش را به نفرت از دولت و نظام داده است. البته کسی از اخراج بیمدرکها شکایتی نداشت؛ عمدتا از نحوۀ برخورد و بیاحترامی و همچنین گرفتن پولهای هنگفت به بهانههای مختلف شکایت داشتند.
نمیدانم چند سال طول خواهد کشید که خاطرات این برخوردها از بین برود. در این قضیه بیشتر به یاد همان شیرینی افتادم که به عین الاسد برای انتقام سردار حمله شد که با تلخی زدن هواپیمای اوکراینی کمرنگ شد.